معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

778

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

اصلاح امور دنيويّه من بعرفان نمودى و انجاح مهمّات اخرويّه من به غفران فرمودى ، در دنيا و عقبى متولّى امور من توئى و بس و در حال حيات و ممات كافى مهمّات من تو پسنديده . ارباب تحقيق برآنند كه « الولىّ هو الّذى احبّ اولياءه بلا علّة و لا يردّهم بارتكاب زلّة » ولى كسى است كه دوستان خود را دوست دارد و بىعلّتى از درگاهشان نراند بهر زلّتى . « و قيل الوليّ هو الّذى تولّى سياسة النّفوس فأدّبها و حراسة القلوب فهذّبها » ولى كسى است كه نفوس دوستان را بسياست معذّب گرداند « 1 » و قلوب عاشقان را به حراست پاكيزه و مهذب سازد و همچنان‌كه خود را ولىّ مؤمنان خواند به « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا » مؤمنان را نيز ولىّ خود خواند « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ » و تحقيق ولايت از جانب بنده آنست كه از غير حقّ تعالى اعراض كند و بجناب حضرت او جلّ جلاله اقبال نمايد و تحقيق ولايت حقّ تعالى به نسبت به بنده آنست كه : بنده را در دنيا به طاعت دلالت كند و در آخرت به رحمت حواله نمايد ، در دنيا به دنيا مشغول نكند و در عقبى از مملكت خوشيش معزول نگرداند دوستى دنيا آنست كه دل بنده را ميل به معرفت و محبّت دهد و دوستى آخرت آنست كه عاشق را در پرتو مشاهدات بنوازد . اين است تأويل « أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ » يعنى ثمرهء دوستى در دنيا آنست كه بنده را مسلم و مسلمان ميراند و قاعدهء دوستى در آخرت آنست كه بنده را در بهشت با دوستان ملحق گرداند . بدانكه داب ارباب معرفت و ديدن اصحاب مسئلت آنست كه چون حاجتى از خداوند تعالى درخواست نمايند اولا به ثناى حضرت خداوند جلّ ذكره مبادرت

--> ( 1 ) - ح - الف : مؤدب گرداند .